+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 18:0  توسط majid
|
منم یه تقویمه همراه زمستون
چله نشينه دلي در به داغون
ساله كبيسم و شهون ندارم
از هيچ كسي خاطره يي ندارم
جز يه نفر كه در به داقونم كرد
بره بودم گرگ بيابونم كرد
اما دلم تو قربت بيابون
از راهي كه رفته نشود بشيمون
دل اي دل ديوونه كي قدرتو ميدونه
بروفكر خودت باش خيلي گرگه زمونه
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 17:31  توسط majid
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 17:9  توسط majid
|
بیش از عشق بر تو عاشقم I Love You More Than Love
نا ممکن است که احساس خود را نسبت به it is impossible to capture in
با واژه ها بیان کنم. words the feelings I have for you
اینها سرشارترین احساساتی هستند they are the strongest
که تا کنون داشته ام feelings that I have ever had
با این همه about anything
هنگامی که می خواهم اینها را yet when l try to tell you them
به تو بگویم و یا بنویسم، Or try to write
واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند. them to you the words do not even begin to touch the depths of my feelings
گر چه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم، And though I cannot explain the essence of these phenomenal feelings
می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم. I can tell you what I feel like
When I am with you
آن گاه که با توام، When I am with you
احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کنم.
it is as if I were a bird
Flying freely in the clear blue sky
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 20:34  توسط majid
|
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 20:34  توسط majid
|
بیش از عشق بر تو عاشقم I Love You More Than Love
نا ممکن است که احساس خود را نسبت به it is impossible to capture in
با واژه ها بیان کنم. words the feelings I have for you
اینها سرشارترین احساساتی هستند they are the strongest
که تا کنون داشته ام feelings that I have ever had
با این همه about anything
هنگامی که می خواهم اینها را yet when l try to tell you them
به تو بگویم و یا بنویسم، Or try to write
واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند. them to you the words do not even begin to touch the depths of my feelings
گر چه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم، And though I cannot explain the essence of these phenomenal feelings
می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم. I can tell you what I feel like
When I am with you
آن گاه که با توام، When I am with you
احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کنم.
it is as if I were a bird
Flying freely in the clear blue sky
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 20:33  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:54  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:53  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:52  توسط majid
|
ماه شب من
عشق تو در دل من نشسته
من و شب باز شدیم آشفته
روی تو ماه شب تار دلم
عشق تو نقش تمنای دلم
تو بیا بار دگر در بر من
تو بشو ماه شب محفل من
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:51  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:50  توسط majid
|
زندگی
زندگی زخم و تو مرحم من
زندگی شوق گناه دل من
زندگی لذت بوئیدن تو
زندگی عطر وجود عاشقت
زندگی حسن نگاه صادقت
زندگی غم واسه نبودنت
زندگی شوق واسه رسیدنت
زندگی حرف دلت رو خوندن
شایدم حسرت و تنها موندن
زندگی شاید همش ساز و نواست
زندگی هر چی که هست باید که ساخت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:50  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:49  توسط majid
|
دیگر نپرس
میروم تا جایی که دیگر نپرس
میروم با کاروان اشقیا دیگر نپرس
میروم ای بی خبر از عشق ما دیگر نپرس
میروم تنها نگاری بی وفا دیگر نپرس
میروم با کوله بار خاطرات دیگر نپرس
میروم با طعم تلخ قصه ها دیگر نپرس
میروم گلخانه را ویران کنم دیگر نپرس
میروم عشق تو را ویران کنم دیگر نپرس
میروم جان را به در آرم ز تن دیگر نپرس
میروم دل را رها سازم زغم دیگر نپرس
میروم مجنون و آواره شوم دیگر نپرس
میروم محمود میخانه شوم دیگر نپرس
افسوس
در تنهایی شکفتم
در تاریکی نهفتم
با سایه سخن گفتم
با عشق به خواب رفتم
از تو خبری افسوس
از تو گذری افسوس
با غربت دل ساختم
تنها و رها ماندم
حال خاکستری سردم
پاییزی و بی برگم
از تو خبری افسوس
از تو گذری افسوس
تو رفتی
تو چشمان مرا دیدی و رفتی
تو اشکای مرا دیدی و رفتی
به شبهای دلم تابیدی رفتی
تو تاریکی دلم دیدی و رفتی
تو حرف غم شنیدی و رفتی
تو قلبم را شکستی و رفتی
دل پزمرده ام دیدی و رفتی
ز خاک بسترم دامن کشیدی
تو پایان مرا دیدی و رفتی
زندگی
زندگی تلخی فردا و غم حال
زندگی حسرت دیروز من
زندگی خنجر آلوده به زهر
زندگی داشتن صندوقچه صبر
چرا؟
چرا باید فراموشت کنم عشق؟
چرا باید که خاموشت کنم عشق؟
چرا تقدیر من این چنین گشت؟
که عشق از برایم آتشی گشت
بسوزاند کلبه و آشیانه دل
بمیراند عاشق سرگشته محمل
چرا حرف دلم بهرت یه قصرست؟
چرا سوز دلم آه نگفته ست؟
که تقدیرم رقم بر هجرتی زد
همی داغ جدایی بر دلم زد
نباشد بهر من بی تو نگاری
که دارم بی تو من فردای تاری
بی وفا
صدایت را به خاطر مسپارم
نگاهت را همیشه میستایم
نگفتی با صداقت حرف دلت را
ندیدی تو نگاه عاشقم را
نخواندی نامه بی خط دل را
نخواستی این دل بی کینه ام را
ندانستی که خون بر دل نشسته
زبیراه زمونه گشته خسته
تو گشتی با دلم غرق دورویی
خیال کردم که با من مهربونی
چه خوش بودم به حرفای دروغت
به عشق آن نگاه بی فروغت
ولی نقش تو بر دل مینگارم
تو را دست خدا میسپارم
اگه
اگه یه روز نگام نکنی
درو به روم وا نکنی
اگه یه روز نیای پیشم
میدونی که من آب میشم
میشم گریه مثل بارون
مثل دریچه ناودون
میخوام یه قصری بسازم
پنجرهاش رنگ چشای تو باشه
من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه
تا
تا دلی اتش نگیرد
حرف جان سوز نگوید
تا کسی عاشق نباشد
حرف معشوق نگوید
تا خدا چیزی نخواهد
حق مخلوق نباشد
تا سخن در دل نشیند
حرف مربوط که گوید
تنها
منو تنها نذار
رو قلبم پا نذار
به دیدن دلم
فقط بیا یه بار
خودم قربونیتم
یا جون جونیتم
میون عاشقا
منو نذار کنار
من اولین و آخرین خریدار اداتم
هنوز عاشق لحظه دیدار چشاتم
راضی نشو به مردن غرورم
دیدارتم اگر چه از تو دورم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:49  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:47  توسط majid
|
گاهي كه دلم
به اندازهء تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش مي كنم
اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
من هنوز ترا دارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:46  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:40  توسط majid
|
نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم تو میدونستی که دلم بسته به تن صدات
ارزوم که نمی دونستی که من میمیرم برات
نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت
نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی می خوام فقط ارزوم بشی
برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا خوب





+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:40  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:37  توسط majid
|
منم یه تقویم پر از زمستون
جز یه نفر که درب و داغونم کرد
بره بودم ، گرگ بیابونم کرد
از راهی که رفته نشد پشیمون
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:37  توسط majid
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:35  توسط majid
|
دل ای دل دیوونه ، کی قَدرِ تو می دونه
برو فکر خودت باش ، پُر از گرگ زمونه
باز منتظر نشستی ، آب میشی دستی دستی
تو هم باید مثل اون ، دلش رو می شکستی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:34  توسط majid
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:58  توسط majid
|
روزي كه دلم پيش دلت بود گرو دستان مرا سخت فشردي كه نرو
روزي كه دلت به ديگري مايل شد كفشان مرا جفت نمودي كه برو
تو چه ساده ای و من ، چه سخت
تو پرنده ای و من ، درخت.
آسمان همیشه مال توست
ابر، زیر بال توست
من ، ولی همیشه گیر کرده ام.
تو به موقع می رسی و من،
سال هاست دیر کرده ام.
براي تو نوشتم كه بيايي و بخواني اما نه تو و نه هيچكس نخواهد دانست كه من براي تو نوشتم و همچنان شعرم ناخوانده باقي خواهد ماند اما من باز هم براي تو خواهم نوشت
night alone girl
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:57  توسط majid
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:56  توسط majid
|
walk with me in love عاشقانه همراه من گام بردار
Talk to me about what you cannot say to others به من از آن بگو كه توان گفتنتش را به ديگري نداري
Laugh with me even when you feel silly بامن بخند حتي آنگاه كه احساس حماقت ميكني
Cry with me when you are most upset بامن گريه كن آنگاه كه در اوج پريشاني هستي
Share with me all the beautiful things in life تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريك باش
Fight with me against all the ugly things in life در كنار من با تمام زشتي هاي زندگي ستيز كن
Create with me dreams to follow با من روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم
Have fun with me in whatever we do در شادي هرچه ميكنم شريك باش
Work with me towards common goals براي رسيدن به آرزوهامان ياري ام كن
Dance with me to the rhythm of our love با آهنگ عشقمان با من برقص
Walk with me throughout life بيا درسراسر زندگي در كنار هم گام برداريم
Let us hug each other at every step in our journey forever in love
بيا تا ابد در هرقدم از اين سفر يكديگر را عاشقانه در آغوش گيريم | |
| |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:55  توسط majid
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:53  توسط majid
|
خواهم که قلب گرمت آماج غم نگردد
باغ دلت الهی دشت ستم نگردد
اشک ندامت ای جان از چشم تو نبارد
دریای آرزویت مرداب غم نگردد
بر چهره ات نبینم گردی زنامرادی
از شادی و سرورت ای کاش کم نگردد
جام دلت همیشه لبریز شهد بادا
در ساغرت عزیزم صهبای غم نگردد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:52  توسط majid
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:45  توسط majid
|
یواسیز گوشلارتک در به در اولدوم
(مثل پرنده های بی پناه آواره شدم
یازان بله یازدی تالییمیزی (اونی که سرنوشت ما رو نوشته اینجوری خواسته
سنه چوخ یالواردیم آییرما بیزی (خیلی التماس کردم ما رو از هم جدا نکن
آیردین آلاهیم ایردین بیزی (جدا کردی ما رو از هم خدایا
ینه آیرلیغین یلری اسدی (باز هم بادهای جدایی شروع به وزیدن کردند
فلک یامان یردن یولاری کسدی (روزگار از بد جایی راهها رو بست
گوز یاشیم هچ نیی قایتارماز گری (اشک چشمام هیچ چیزی رو بر نمی گردونه
آغلاما گوزلریم اغلاما بسدی (گریه نکن چشمام بسه دیگه
او گدی گریه دونماز بیر داها (اون رفت و دیگه برنمی گرده
گدی ایرلیغا یامان تلسدی (رفت و واسه جدایی خیلی عجله کرد
آیرلیغ هر نیین سونی دیل کی (جدایی که پایان همه چیز نیست
آغلاما گوزلریم اغلاما بسدی (گریه نکن چشمام بسه دی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:43  توسط majid
|